دوست وبرادر ارجمند و همکار گرامی جناب آقای مهدی بهلولی از بنده
خواسته انددرپیرامون مدیریت افقی بیشتر توضیح دهم و دراجرای اوامر ایشان
عرض می کنم که:دراواخر دهه70 واوائل دهه 80 بنده این پیشنهاد را کردم ودر
قلم معلم آن زمان هم نگاشته شد و بیش از20 فائده مترتب برآن را بر شمرد م وعرض کردم که کم هزینه
ترین روش برای دگرگونی مدیریت ورفتن به سوی عدالت آموزشی (با توجه به شرائط
جامعه ما) اعمال مدیریت افقی است و در ضمن آموزش رفتاری وعینی آن به نونهالان وجوانان کشور می
باشد و کودکان ما در همان اوائل تحصیل دردبستانها و مدارس بالاتر به عینه خواهند دید وحس خواهند
کرد که ملاک پیشرفت وترقی این است که خلاقیت خود را به کار اندازند و از استعداد خود بهره گیرند و
لاغیر0
قد ما فرموده اند که« لا موثر فی وجودی الا الله0»واز این حکمت استفاده کنم که هرکس به این باور
برسد که هیچ چیزی در پیشرفت اوبه جز خود او موثر نیست !
نسل پارتی بازی برکنده خواهد شد و ارتباطات واتصالات نادرست از بین خواهد رفت!
از طرفی این توهین به شعور معّلمان یک مدرسه است که نمی توانند از بین خود یک نفر که از همه
شایسته تر است برای مدیریت مدرسه انتخاب کنند!
معلم هم وقتی یقین کند که پیشرفت او فقط وفقط بهره گرفتن از هوش وذکاوت خودش است و لا
غیر.سعی می کند در کشف وپرورش استعدادهای خود بکوشد .وتشبّب به این وآن نه این که گره گشای
کار او نیست بلکه موجب تحقیر او در بین همکاران می شود. مجبوراست راه درست را انتخاب کند .
درزمان وزارت آقای مرتضا حاجی این طرح را به ایشان دادم .بعد از مدّت کوتاهی ایشان این طرح را ا
علام نمودند (که البته مهمّ نیست .) کاردرست انجام شود مهمّ این است .منتها جاعلان ساخته اند که
«کلام الملوک ملوک الکلام »که با گفته ی علی (ع)در تناقض است که فرمود «انظرالی ماقال ولاتنظر الی
من قال .»
به هر حال پس از مدت کمی این حقّ به حقدارداده شده را دریغ کردند وپشیمان شدند. ودربر گشت به
همان پاشنه ی اوّل .
ایشان استدلال کردند که که یعنی چه ؟وقتی معلّم هامدیرشان را انتخاب کردند هر وقت که به رنگشان
نرقصید عوضش می کنند .
گفتم :آقا این طور نیست .شخص منتخب هم تابع قانون است !ودر غیر این صورت برکنار ومحاکمه
ومجازات خواهد شد .
قبول نکردند .
گفتم .مگردر کشورهای پیشرفته که مناصب عمد تاْ انتخابی است پس از انتخاب مقامی آن مقام می
تواند خود سرانه کار کند ؟ومگر قوّه ی قضائیه وسایر مرجع نظاره گر بر قدرتخوابند؟بالاخرهفرمودند :«بودور
که واردور » وچون حکم وزارت داشتند در خواستهای ما مسموع نیفتاد وهنوز هر معلّمی که که متملّق تر
است پیشرفت می کند نه معلّم شایسته وبا استعدادولایق !
هنوزهم همان سیاست مدیریّت عمودی وپادگانی ومتملق پرور در اجراست واین روش موجب دلسردی
وافسردگی معلّمان دلیر وشجاع وبا عرضه وشایسته می شود .
باز هم عرض می کنم که کم هزینه ترین وسریع ترین راه برای رسیدن به یک نظام «شایسته سالار »
انتخاب مدیران به وسیله ی معلّمان است !