نامه ی دوم عباس معارفی به قاضی پرونده ی نبی الله باستان

 
با سلام و درود
    بالاخره روز گذشته پنجشنبه 23/4/1390 جناب آقای نبی الله باستان از زندان شهر کرد آزاد شدند که همه ی دوستان و آشنایان او خوشحال گردیدند و همسر او هم خوشحال و هم بد حال . زیرا بلافاصله آموزش و پرورش منطقه او را از خدمت اخراج کرد . که این هم ، هم باعث خوشحالی است و هم بدحالی .
    زیرا اولا رازق خداست ثانیا با استعداد و هنرهایی که نبی دارد چه بسا شغل راحت تر و در آمد بیشتری در انتظار او باشد . ولی این گل معلمی را دوست دارد !.
    می گوید : قاضی پرونده ام گفت که از بازداشت تو ناراحتی وجدان گرفته بودم ؛ خدا را شکر که خدا این وجدان را در وجود انسان ها به ودیعه نهاد که هر دو از یک ریشه اند و بیانگر اینکه وجود بی وجدان وجود نیست و شکر خدا که هنوز کسانی هستند که وجدان در وجودشان زنده است . گفتگو در این باره به حقوق و فلسفه می کشد و غیر ضروری است .
    اما راستی صلاح ملک و مملکت این بود که معلم مملکتش شش ماه و اندی در بند باشد !؟
البته برای اهلش مدتی نیست ولی برای روح لطیف و شاعرانه ی نبی الله یک دقیقه اش هم آزار دهنده است ؛ بطوریکه مویش را سپید کرده و بیخود نیست که معصوم فرمود: عرض المومن افضل من دمه .
انشاءالله این کار سهوا صورت گرفته ؛ زیرا اگر عالمانه و عامدانه او را به بند کشیده باشند بسی بی خبر مردمانند و مصداق کارهای بزرگ به کوچکان سپردن است .
    اما خانمش نگران بود . در حالی که می داند نبی الله چندین هنر دارد و رازق هم خداست !
ولی افرادی هستند که چندین چراغ دارند و بی راهه می روند و سخن آخر اینکه خدا عاقبت همه را به خیر گردانادومعلمان را وملت عزیز ایران را...............

ازدواج کور

 

جدا سازی دختر وپسر از یکدیگر منجر به ازدواجهای کور می شود که ما بر اثر آن یک جهان پهلوان از دست داده ایم .واز طرفی موجب ازدیاد طلاق می گردد که نتیجه اش ایجا فرزندان طلاق است و حاصل آن اشاعه ی فساد وافساد وفحشاء وزنا است ،که بالارفتن هزینه ی بیت المال را در پی دارد که نقض راّی اولو الباب است !

گردش آزاد ا طلاعات

 

   هر قانونی که نوشته می شود باید با قانون مادر،در تضاد نباشد،همانطور که هیچ مجتهدی نمی تواند حکمی خلاف قرآن دهد. قانون اساسی در یک مملکت،قانون مادر به حساب می آید،بنابراین نباید با عناوین و توجیهات گوناگون زیر پا گذاشته شود. یکی از فرماندهان نیروی انتظامی گفته است پلیس حق دارد به بخش های مشاع ساختمان ها وارد شود و دیش های ماهواره را بردارد و اگر کسانی دوباره این ابزار را به کار گرفتند به دادگاه معرفی خواهند شد. این خلاف قانون اساسی و آزادی های مدنی و حقوق ملت است. برخی از حقوقدانان بزرگ کشور هم بر این تعارض صحّه گذاشته اند. مردم و خانواده ها خوب

و بد خود را بهتر تشخیص می دهند.

                       

   رعایت حرمت خانواده و آزادی مسکن یکی از اصول اوّلیه ی اعلامیّه ی حقوق بشر است که دولت ایران هم متعهد به اجرای آن می باشد .

تفکیک جنسیتی

     چندی است که سخن از تفکیک جنسیتی دانشگاه هاست. بعضی می گویند که برای جلوگیری از فساد،لازم است و باید بسیار زودتر انجام می شد! پسر و دختر مانند پنبه و آتش اند که باید از هم،دور نگه داشته شوند.
     اما تجربه تاریخی چیز دیگری می گوید و چنین قیاسی را نامعتبر می داند. یکم این که هرچه این دوجنس را از هم دورتر کنید،نسبت به هم حریص تر می شوند و انسان هایی نامتعادل تر بار می آیند. دوم، تا کجا باید پیش رفت؟ نکند پیاده روها هم باید زنانه- مردانه شوند؟!
     اما سوم و از همه مهم تر،آیا این کار به رواج همجنس گرایی کمک نمی کند؟ برخی شهرهای ایران که در این زمینه به بدنامی مشهورند،چنین سابقه هایی دارند.

مگس و زن و ازدواج در خمینی شهر،کاشمر و گرگان

تشنگی و گرسنگی جنسی
مگس و زن و ازدواج در خمینی شهر،کاشمر و گرگان
مشهور است که جوان پرحرارتی بود که پدرش را عاجز کرده بود و بالاخره پدرش برای او زن گرفت. پسرک از شیطنت افتاد. مدتی بعد روی پله،گوشه ی حیاط،خیلی آرام نشسته بود که مگسی مزاحم او شده بود و هر کار می کرد مگس او را رها نمی کرد. جوان رو کرد به مگس و گفت : داداش برو،وگرنه به بابام می گم که برات زن بگیره!
نتیجه اخلاقی :
بستر ازدواج جوان ها،باید فراهم شود که به هزار و یک مسآله وابسته است.