سیاست

جالب است حدود یک ماه پیش فرانسه علیه ترکیه (به جای عثمانی ) قانون به تصویب رساند که نسل کشی کرده ای وامروز با ترکیه همزبان می شود که باید برای تحقق انساندوستی ! علیه سوریه اقدام کنی !

   خدا اموات مارا بیامرزاد ،دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را !

اسمهای بدون مسمی

   سازمان معلمان کشور که درواقع سازمان مدیران بود واسم معلمان را ازروزاول دزدیده بود واساسش برناراستی بود ونمی توانست معلمان را نمایندگی کند واز بالا به پائین شکل گرفته بود واولین کسی که این را فهمید ورشیدانه به آن اعتراض کرد بنده بودم وآن را در روزنامه جامعه منعکس کردم0

   وسازمان ملل متّحد که درواقع سازمان دول غیرمتحد هستند واساس کارشان غیرمردمی وضد ملّت است واصل عدم دخالت این سازمان درامورداخلی کشورهامحل باجگیری ازکشورهای ضعیف توسط دولتهای قوی وبرای توازن قوا بهانه ای است برای فروش اسلحه توسط دولتهای قوی به دولتهای ضعیف والبته بسیارواضح ومبرهن! است که درروزمبادا این اسلحه به دردخریداران نخواهد خورد چون درآن روزاسلحه با برند وکاربرد جدید به بازارآمده است. یادم آمد درجنگ اول اعراب واسرائیل می گفتند روسیه(شوروی) تفنگش را به مصروفشنگش را به اسرائیل فروخته است0

   بازی بفروش بفروش است نه صلح صلح وهمه صلحدوستی ها ریا وکلک است واین ایران هراسی که درمنطقه درست کرده اند برای کسب ثروت ما وکسب درآمد برای  خودشان است زیرا آنها باید به ملتهایشان توضیح بدهند که چرا وچگونه به نفع ملتشان کارمی کنند ومنطقه ما این گونه نیست واما شکست ناجوانمردانه ناصردرآن جنگ دل هرانسانی! را می خراشد!

 

 

 

                                                                                                                                                   

بزرگترین جرم اداری دادن گزارش غلط به مافوق است .

 رئیس اداره ی امنیت لیبی در آستانه ی سقوط  قّزافی به او گفته بود : جای نگرانی نیست وهمه چیز در کنترل است .این شبیه همان مثل معروف خودمان است که« خاطر مبارک آسوده ،مملکت در امن وامان است .وهمه افتخار دست بوسی دارند.»از ناصرالدّین شاه وماقبل اوتامحمّد رضا پهلوی.

تا سف در موفّقیت

 

دانشمندان حقوق به درستی گفته اند :

 ادعا به تکرارثابت نمی شود !

 ولی تبلیغاتچی ها عکس این عقیده را دارند ومتأسفانه موفّق می شوند !

 

در رابطه بابازرگانی هندوچین با ایران

 بی حرمتند مردم دنیا بهوش باش                پر می کنند بسمل در خون تپیده را

 

 

خدمت وذلِت

 

دوبرادر یکی خدمت سلطان کردی ودیگر به زور بازو نان خوردی ،باری توانگر گفت  درویش را که چرا خدمت نکنی تااز مشقّت کار کردن برهی ؟گفت تو چرا کار نکنی تااز مذ لّت خدمت رهائی یابی ؟ که خرد مندان گفته اند :نان خود خوردن ونشستن به که کمرزرّین به خدمت بستن .

به دست آهن تفته کردن خمیر            به از دست بر سینه پیش امیر

 

به سبک سعدی

 

شاه دوستی راگفتم ،شاه دوستی بباید علاج کردن وگرنه با تعویض شاه ،شاه دوستی بماند !وشاه دوستی براثر تنبلی پدید آیدومسئولیت ناپذیری ! وهمه از شاه پرستی ؛چنانکه چون نادر برفت ملک نیز برفت !

سعدی

 

پادشاهی پارسائی راگفت :هیچت از مایاد می آید ؟ گفت : آری ،وقتی که خدارافراموش می کنم !

ترین ها

   

انزجار آورترین صحنه                      دیدن صحنه ی تمُلّق

تهوّع آور ترین  صحنه     بازهم         دیدن صحنه ی تملّق

متمِلّق بی شخصیّت است بلاشکّ،یا بیش از اندازه نیازمند .وامّامتملَّق ابله است !

وروند تملق نشان برعقب ماندگی است وبسیار خطرناک .

شوراي امنيت هم آلته


اين اصل عدم دخالت در امور داخلي كشورها به قصد دخالت ( به دلخواه ابرقدرتها ) در امور داخلي كشور هاي ضعيف وضع شده است .
يعني كشورها را به حال خود مي گذاريم و اينها هم كه بينش استقرار و استمرار حكومت هاي دمكراسي را ندارند طبيعتا گرايش به ديكتاتوري پيدا مي كنند . حالا آمريكا وارد صحنه مي شود كه آقا حق السكوت ما را بده . اگر داد كه مي شود ماماني . اگر گردن به خواسته هاي آمريكايي ها ننهاد آنگاه شروع به افشاگري مي كنند و مردم را عليه حكومتشان مي شورانند اسمش را هم مي گذارد انقلاب ( كلمه ي زيبا و ايده آل براي جوانان ) و معمولا داراييهاي ديكتاتور بيچاره را مصادره مي كند – همين كاري كه با قذافي كردند .
معمولا دزد و محتسب مكمل يكديگرند . سال 1345 تفرش شهرباني نداشت . چند نفر نديد بديد تقاضا پشت تقاضا كه ما شهر شده ايم و شهر باني مي خواهيم كه همه شان شهرت را مي خواستند نه شهرباني . بالاخره شهرباني آمد ( يك افسر و چند درجه دار) در مدت كوتاهي چند تا دزد پيدا شد و يك فاحشه ! بالاخره براي خودشان كار پيدا كردند و قاليچه امامزاده مشهد هم دزديده شد .
قبل ازآن سالهاي سال همه چيز سر جايش بود و در خانه ها بازو در امامزاده هم باز بود و هيچ اتفاق بدي هم نيفتاده بود ( ولي بالاخره مغازه اي اگر تاسيس شد مشتري هم مي خواهد ) . مشتري شهر باني هم پيدا شد . به شرح بالا و تفرش هم از روستا تبديل به شهر شد .
حالا نمي دانم براي تركيه چه نقشه اي كشيده اند و از دروازه ي ارمنستان شروع كرده اند . ممكن است فرانسه هم از قربانيان باشد . چون آمريكا و انگليس و فرانسه يك سوء سابقه هاي تاريخي با يكديگر دارند .
چون از نظر آنها ديكتاتور بد داريم و ديكتاتور خوب . يعني فرقي نمي كند جمهوري يا پادشاهي هر كس با هر عنواني ( هر حاكمي ) كه منافع آنها را تامين كند ماماني است و در غير اين صورت اخيه و تلخ . بقيه ي حرفها هم حرفه . و ما هم نبايد بگوييم مرگ بر آمريكا بايد بگوييم مرگ بر نفت .

نظم وحشتناک !

 به ما گفته بودندکه نظم موجب شادی وپیشرفت و.......... می شود وارزش مثبتی است .

وفرموده اند که «الّنعمتان مجهولتان الصّحََة والامان »

اگر این امید از بین برود ونظمی شکل بگیرد که مردم آن را وحشتناک بنامند .واگر این صفت وموصوف شکل بگیرد خیلی بده !

که متناقض ومغالطه است .واگر واژه ها معنای خود را از دست بدهند .که فاجعه است !

وتکلیف این فرمان الهی « اوصیکم یا عباد الله بتقوی الله ونظم امرکم » چه می شود ؟

 

مشکل سر داله

 

مردم و........همسو نمی شوند مگر که همسود شوند !

پس از 55 روزهیچ مقامی پاسخگو نیست!

                                                                                                          8/9/1390

به نام خدا

                            دفتر برنامه ریزی وتالیف کتب درسی

   هیچ عدالتی بهتر از باز گرداندن حقوق پایمال شده ی مردم نیست . علی (ع)

باسلام

   این جانب عباس معارفی زنجانی در سال 1360شروع به تدریس خط ّنستعلیق تحریری در مدرسه ی شهید مفتح شهریارکردم.چون من به خدا توکّل کردم واز خدا خواستم مرا کمک کند که به شاگردان فقیرم خدمت کنم.خدا خطّ نستعلیق تحریری را به من الهام کرد (البته بنده درسال39و40شاگردمرحوم آقا سیّد حسین میرخانی بودم ).پس از 2سال آقای بیگلری رئیس منطقه ی شهریار از بنده خواست که این روش نوشتن را به صورت کتاب در بیاورم ومن هم آن را نوشتم واسم آن راقواعد رسم ا لخطّ وقواعد املاءگذاشتم و500نسخه آن به صورت فتو استنسیل چاپ شد وبرای کلّیه ی مراجع مربوط از جمله وزیروقت واداره ی کلّ آموزش وپرورش تهران وکلّیه ی استان ها فرستاده شد (ومورد تقدیر مقامات هم قرار گرفتم )ودودوره هم آن را درضمن خدمت شهریار تدریس کردم که گواهی آن موجود است (ودر آن ذکر شده است که در آن زمان هیچ کتابی در این زمینه وجود نداشته است.) ویک نسخه از آن به دفترتحقیقات فرستاده شد .واز سال تحصیلی 63-64در کتاب های ابتدائی به طورغلط تعلیم داده شده است . ولذا من اعتراض کردم . حتّی شکایت قضائی کردم ولی بااعمال نفوذ آن را مسکوت گذاردند (مجتمع قضائی شهید بهشتی )

   درسال72یک نسخه از کتاب خودم را به آقای برادری (انتشارات مدرسه )دادم که به شماره 1856-9/5/72 ثبت شده است.

   جالب است پس از آن دو بار نظرات بنده در نشریات آن سازمان به چاپ رسید که اسناد همه ی آن هاموجوداست.

ودر آن ذکر شده است که در آن زمان هیچ کتابی در این زمینه وجود نداشته است .ویک نسخه از آن به دفتر تحقیقات فرستاده شد .واز سال تحصیلی 63-64در کتاب های ابتدائی به طور غلط تعلیم داده شده است .

.   اخیراٌ دیدم نام دیگری در کتاب های دبیرستان درج گردیده،باز هم مراجعه کردم وعیوب آن رامتذ کّر شدم که آقای دکتر اکبری مبلغ 675000ریال بابت حقّ الزّحمه به این جانب پرداخت فرمودند.

     ولی خواسته ی من وحقّ این است که نام بنده به عنوان مبدع ومبتکر این خط ثبت ودرج گردد.

                                                        والسّلام علی من اتّبع الهدی

                                                 بااحترام –عباس معارفی زنجانی