رقص
موزیک از دیدگاه من دو نوع است یا سه نوع .
موزیک یا محًرک یعنی به حرکت در آورنده است یا خاموشی آفرین . محًرک یا مارش نظامی است و حماسی که در جنگ ها به کار گرفته می شده است که دیگر با پیشرفت علم موردی ندارد و کم کم میدان را خالی می کند . یا رقصاننده است که امروز بیشتر کاربرد دارد و این سازنده است .
این نوع آخر امروز مورد استفاده بیشتری دارد . کمک می کند به پیدایش گم شده ی بشر امروزی که همان شادی و طرب باشد ....
به عبارتی موزیکی که انسان را نرقصاند موزیک نیست که هیچ به نوعی خیانت است و انسان را ازحرکت وا می دارد و کمک می کند به قدرتمندشدن زورگو و دیکتاتور که انسانها را خموده و مطیع و تابع می خواهند و می شود گفت موزیک یا سازنده است یا مخرب . سازنده در خدمت مردم است و مخرب در خدمت دیکتاتورها . زیرا دیکتاتورها مردم را خراب می خواهند .
موزیک سازنده انسان را به حرکت و فعالیت وا می دارد و موزیک مخرب به انفعال و خمودگی . این در مقابل علم و پیشرفت است و در خدمت بشریت نیز نیست .
غرض از رقص همان ورزش و حرکت و آماده کردن انسانها برای سازندگی است و بالاخره موسیقی یا شادی افزاست یا غم افزا . چنانچه شادی افزاست در خدمت مردم است و چنانچه غم افزاست در خدمت دیکتاتور .
( حالا فهمیدم که چرا از کودکی تصنیف ها را یاد نمی گرفتم و آهنگ و رنگ را یاد می گرفتم یعنی فقط به آهنگ توجه داشتم )
بزن بخوانیم درست نیست بزن برقصیم درسته .
به نظر می رسد اول آهنگ بوده است و رقص و با سازهای اولیه مثل ساز و دهل و دوزاله و طبل بوده و با آن می رقصیدند مثل آهنگ
معروف شب عید .و با ساز و دهل که در مواقع رسمی حتی در مراسم مذهبی از جمله نقاره ( ناقاره) در مکانهای مذهبی .بعدا به فکرشان
رسیده که شعر هم رویش بگذارند و آوازه خوانها از آنها استفاده یا سو استفاده کرده اند . اصلا اول آهنگ درست شد یا شعر ؟ من فکر می کنم
که انسان پس از فراغت از مشکلات اولیه وقتی سیر شد و پوشش مناسبی پیدا کرد و به اصطلاح نشئه شد شروع کرد به آهنگ زدن با دهانش و بعد رقصید و خودش را تکان تکان داد و اسمش را گذاشتند رقص . بعد هم تکامل پیدا کرد .
فرقش با امروز این است که فدیمها نشئه که می شدند می رقصیدند حالا نشئه که می شوند چرت می زنند !!
من احساس می کنم که اغلب مردم هم آهنگ را بیشتر از ترانه دوست دارند چون می خواهند ترانه ی خودشان را رویش بگذارند .
مردم سنی بودند . حالا اینجا باشه تا بقیه اش . 




مسا ئل چنانچه با محبت حل نشوند؛
که " به ما نگویید چه بپوشید . به آنها ( مردها ) بگویید تجاوز نکنند . 
متولد محله ی سنگلج تهران در سال 1320 هستم .همان محلی که جرقه ی آزادی درآنجا زده شد و8نفر در چاهی به دست شخص شخیص! ناصر الدین شاه (شاه شهید )شهید شدند . در سال1343 از دانشسرای عالی لیسانس تاریخ گرفتم. و30سال معلم بوده ام وبه مسا’یل اجتماعی علاقه مندم.