به قول آقای عادل فردوسی

عجب مساله ی اساسی وواقعی ای را مطرح کرده اند این خانم !

برداشت از وبلاگ آقای عبدالهی

یکی بود، یکی نبود : داستان زندگی ما ایرانی ها

دوست ناشناخته ای به نام شادی این متن را به ای میل من فرستاده است : عاشقش بودم عاشقم نبود / وقتی عاشقم شد که دیگه دیر شده بود ...حالا می فهمم که چرا اول قصه ها میگن : یکی بود یکی نبود... یکی بود یکی نبود داستان زندگی ماست . همیشه همین بوده . یکی بود یکی نبود . در اذهان شرقی مان نمی گنجد با هم بودن . با هم ساختن . برای بودن یکی ، باید دیگری نباشد.  هیچ قصه گویی نیست که داستانش این گونه آغاز شود ، که یکی بود ،  دیگری هم بود . همه با هم بودند . و ما اسیر این قصه کهن ، برای بودن یکی ، یکی را نیست می کنیم . از دارایی ، از آبرو ، از هستی . انگار که بودنمان وابسته نبودن دیگریست . هیچ کس نمیداند ، جز ما . هیچ کس نمی فهمد جز ما . و آن کس که نمی داند و نمی فهمد ، ارزشی ندارد ، حتی برای زیستن . و این هنری است که آن را خوب آموخته ایم . هنر نبودن دیگری !

نامه عباس معارفی به قاضی پرونده نبی الله باستان


جناب قاضی محترم پرونده نبی الله باستان مستقر در شهرکرد

حکمی که در مورد نامبرده صادر شده است قطعآ عادلانه نیست،زیرا همه کسانی که او را می شناسند بر درستی و درستکاری او شهادت می دهند. آنچه که مرا وادار کرد که با نوشتن این سطور،مصدع اوقات شریف شوم،جز این نیست که کتمان شهادت،از کبائر است؛همچنان که شهادت دروغ. اسم نبی الله که بر او نهاده شده است حقآ برازنده ی اوست و او صادقانه بدان عمل کرده است. حدود 20 سال به شغل نبی اللهی مشغول بوه و مشتاق به خدمت،همچنان که وظیفه و صفت پیامبر اکرم بوده است. او به فرموده رهبر خود(رسول اکرم) "من اصبح ولایهتم بامورالمسلمین،فلیس بمسلم" هر روز به نیت خدمتگزاری به مردم از خواب برخاسته و به شکرانه آن سر بر بالین نهاده است.

او کسی نیست که آخرت خود را به دنیا بفروشد. از این نازنینان،در دنیا کم اند. قطعا زندان بر او گلستان خواهد بود و این ظلمی است مضاعف بر زن و فرزند او،که از او بی گناه ترند. اگر او به نظر شاکی یا شما،گناهی مرتکب شده یقینآ نیت خیر داشته است و به حکم " تعرف الامور بالنیات" او کاملآ بی گناه است و مآجور. چراکه او نیتی جز خیرخواهی برای همنوعان و شاگردانش ندارد. عدول از حکم،وهن اسلام نیست بلکه آنچه وهن است عدول از عدالت است - عدول از فتوا حتی برای مجتهدین جایز است،به حکم امام (ره)

قطعآ در قیامت شما پاسخگوی این حکم خواهید بود. من به شما توصیه می کنم به فکر خود و خدا و قیامت خود باشید نه چیز دیگری!

نبی الله از غنائم و مفاخر اسلام و کشور است. او نابغه ای است خدوم و شاعر و با قریحه ی فراوان که همه را پیشکش اسلام و ایران نموده است. حق غیر از این است که در مورد او قضاوت شده است. او خدا دارد و استعداد فراوان؛ و امانتی که در دست شماست پرمسئولیت،که علی(ع) از نشستن بر آن مسند می هراسد.

این را ننوشته ام که احساسات شما را تحریک کنم،این را نوشتم که تلنگری باشد بر وجدان شما. اصرار بر عدم تعویض حکم از خودخواهی،و تعدیل آن از خداخواهی است. شما کدام را انتخاب می کنید؟

نبی الله جوان شریفی است که مایه ی افتخار جامعه ی فرهنگیان کشور است. اگر همه ی معلمان کشور چون نبی الله بودند دیگر غصه ای نداشتیم. خدا نمی گذرد از کسانی که او را آزار می دهند،او آن سرقت مشکوک یکی دوسال گذشته (تخلیه دار و ندارش) را هنوز نتوانسته است جبران کند،که فشارهای اخیر می رود که او را از پای درآورد و مسببان آن باید در درگاه خداوندی جوابگو باشند.

کوچکترین بنده ی خدا- عباس معارفی زنجانی

زیباست!

داستانی از بازیهای پاراالمپیک

چند سال پيش در جريان بازي هاي پارالمپيك (المپيك معلولين) در شهر سياتل آمريكا 9 نفر از شركت كنندگان دو100متر پشت خط آغاز مسابقه قرار گرفتند.
همه اين 9 نفر افرادي بودند كه ما آنها را عقب مانده ذهني و جسمي مي خوانيم
.
آنها با شنيدن صداي تپانچه حركت كردند. بديهي است كه آنها هرگز قادر به دويدن با سرعت نبودند و حتي نمي توانستند به سرعت قدم بردارند بلكه هر يك به نوبه خود با تلاش فراوان مي كوشيد تا مسير مسابقه را طي كرده و برنده مدال پارالمپيك شود
 ناگهان در بين راه مچ پاي يكي از شركت كنندگان پيچ خورد .
 اين دختر يكي دو تا غلت روي زمين خورد و به گريه افتاد. هشت نفر ديگر صداي گريه او را شنيدند ، آنها ايستادند، سپس همه به عقب بازگشتند و به طرف او رفتند يكي از آنها كه مبتلا به سندروم داون(عقب ماندگي شديد جسمي و رواني) بود، خم شد و دختر گريان را بوسيد و گفت : اين دردت رو تسكين ميده .
سپس هر 9 نفر بازو در بازوي هم انداختند و خود را قدم زنان به خط پايان رساندند. در واقع همه آنها اول شدند. تمام جمعيت ورزشگاه به پا خواستند و 10 دقيقه براي آنها كف زدند.

شمع چیزی را از دست نمی دهد بلکه شمع دیگری را روشن می کند

http://www.turnbacktogod.com/tag/life/

ادامه نوشته