X
تبلیغات
بازنشستــــــگان

بازنشستــــــگان

فرهنــــــگی ، اجتمـــــــاعی ، انتقــــــادی

معلم شرکتی چه صیغه ای است ؟

ما که دانشسرای عالی تمام کردیم ومعلّم شدیم چه گلی به سر این ملّت زدیم که معلّم شرکتی بزند ؟

مگر دانش آموزان خشت وگل سنگ وآجرهستند که آن ها را کنترات می دهید ؟

کسی که خودش می داند که تأمین شغلی ندارد وشما هم می دانید .چرا جگر گوشه های مردم را به دست او می سپارید ؟

کسی که به روشنی می داند استثمار می شود ودلش برای خودش نمی سوزد دلش برای فرزند مردم می سوزد ؟

هیهات منّا ا لذ لّة!


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 3:16  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

هردم ا زاین باغ بری میرسد !

اتمام قرارداد/حق بیمه طلایی از حقوق اردیبهشت بازنشستگان فرهنگی کسر نمی‌شود

خبرگزاری فارس: با توجه به اتمام قرارداد بیمه طلایی بازنشستگان فرهنگی در 31 فروردین 91، مقرر شده است که حق بیمه از حقوق اردیبهشت بازنشستگان کسر نشود.

 

به گزارش خبرنگار اجتماعی باشگاه خبری فارس «توانا»، در نامه فرشید سیاری مدیرکل تعاون و پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش به ادارات کل آموزش و پرورش 11 استان کشور آمده است: «با عنایت به اینکه قرارداد بیمه طلایی بازنشستگی فرهنگی در مورخ 31 فروردین 91 پایان یافته و علی‌رغم پیگیری‌های مستمر این اداره کل، تاکنون مراجع ذیربط همکاری لازم را جهت تمدید قرارداد مذکور معمول نداشته‌اند لذا مقتضی است به تمام ادارات مناطق تابعه دستور فرمایید مبلغی تحت عنوان حق بیمه طلایی در اردیبهشت ماه از حقوق بازنشستگان کسر نشود.

بدیهی است در صورت حصول نتیجه و تمدید قرارداد، مراتب به اطلاع خواهد رسید؛ ضمناً با توجه به ادامه قرارداد منعقده فی ما بین صندوق بازنشستگی کشوری و شرکت بیمه آتیه‌سازان حافظ، بازنشستگان فرهنگی می‌توانند از اول اردیبهشت ماه همچنان از پوشش بیمه‌ای شرکت آتیه‌سازان حافظ استفاده کنند».

به گزارش فارس، چند روز پیش حاجی‌بابایی وزیر آموزش و پرورش در خصوص بیمه طلایی بازنشستگان فرهنگی اظهار داشت: یک قرارداد دو طرفه با وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی و سازمان بازنشستگی امضا کردیم که این همکاری مشترکی است و قرار شده که این هفته با وزیر رفاه و سازمان بازنشستگی جلسه‌ای داشته باشیم و تصمیم‌گیری نهایی را انجام دهیم.

وی ادامه داد: ما آمادگی کامل برای اجرای بیمه طلایی بازنشستگان را داریم اما قانون می‌گوید اگر می‌خواهید انجام دهید باید با وزارت رفاه مشارکت شود یا این وزارتخانه به تنهایی انجام دهد.

..........................................................................................................................................

 مازیاران چشم یاری داشتیم

النّاس عیال الله.

دولت وحکومت وظیفه دارد به شهروندش خدمت رسانی کند .این درست است که بیمه ی بازنشستگان برای شرکت های بیمه سود ندارد ولی حمایت حکومت از عیال خود چه شده است ؟

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 1:7  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

کارهای پوتین

کارهای پوتین مرا به یاد کارهای اعلیحضرت همایون خدایگان بزرگ ارتشداران

قدرقدرت شاهنشاه آریا مهر خاقان بن خاقان انداخت0

در کاخ کرملین به شیوه تزارها جشن گرفته اند و پز می دهند (امان از دست این پز!)

   وجشنهای 2500 ساله( یکی از عوامل سرنگونی رژیم شاهنشاهی ) یادم افتاد0

درزمانهای قدیم یک بنده خدائی قزن قورتکی نخست وزیر ویا صدرالاشراف و یا

صدراعظم و000 شده بود0 و طبیعی است زیر نظر مأموران اطلاعات هم بوده0

به پادشاه گزارش دادند که این آقا پس از ضیافت های شاهانه و درباری می رود

و در یک اتاق مخصوص می خوابد که از داخل آن هیچ کس خبر ندارد.

شاه از چگونگی این حرکت پرسید و صدراعظم طفره می رفت0

شاه مجبور شد که دستوردهد  با قوّه ی قهریه آنجا را بررسی کنند0

دیدند اتاقی است که با خاک فرش شده است 0

صدراعظم به شاه گفت: قبله عالم! به سلامت . آنجا می خوابم که اگر روزی لطف پادشاه

از من دریغ شد ادامه زندگی برمن سخت نیاید.یعنی اگر همانطور که قزن قورتکی عزیز شدم قزن قورتکی مغضوب شدم ،تحمل آن را داشته باشم0

راستی!!! دنیا قرآن قورتکی نیست؟

ولی واقعا هر ظالمترینی مظلومترین هم هست!

وقتی آنژیوگرافی کردم فهمیدم که از کنار دستگاه تناسلی به قلب می رسند وعکسبرداری

می کنند .به نظرم رسید بعضی ها به این باور رسیده اند که برای رسیدن به قلب قدرت از کنار بعضی جاهای متبرکه وارد شوند.

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:18  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

دو تیره خیلی خطرناکند .

2- یکی آنها که دارند .

برای از دست ندادن آن هر کاری می کنند وبه اصطلاح به آنها می گویند (محافظه کار یا کنسرواتیو ) وبا هر تغییری مخا لفند .

فرقی نمی کند چه باشد ، پول باشد زیبائی باشد یا هنر باشد .

در حمله ی اعراب ثروتمندان به پیشواز آنها رفتند وبا آنها ساختند وبه ملت می کردند. به قیمت این که باه آنها کاری نداشته باشند . شاه سلطان حسین به محمود افغان گفت :«بیا کشور را بگیر ولی به من وزنانم (400نفر )کاری نداشته باش .

این زیبائی اندامها بدن سازی می کردند ومی شدند زیبائی اندام یا سینه کفتری .بچه ها سر به سرشان می گذاشتند که دعوا کنند ،آنها هم از ترس این که مبادا اندامشان آسیب ببیند از این کار ابا داشتند .

هنرمندان وشعرا که جذب دربار شاهان می شدند ومدّاح قدرت می شدند وبه آنها می گفتند آخوند درباری .

خانمهائی که موهایشان را درست کرده بودند از باد! می ترسیدندواز رانندگان تاکسی می خواستند که شیشه هارا بالابکشند (در حا لی که درجه ی هوا 40درجه بود ).

2-آنها که هیچی ندارند .(لمپن ها ) اینها هم به سرعت خریداری می شوند .به ویزه درجنبشهای سیاهی وار نقش اساسی داشته اند .

حکایت می کنند آغامحمد خان قاجار برکسی غضب کرد ودستور داد گوشهایش را ببند .بیچاره به جلّاد می گفت 5تومن میدم یک گوشم را ببر .آغا محمد خان شنید وگفت 10تومن به خودم بده هیچ کدامش را نبرّم .

پس ما شاه لمپن هم داریم یعنی داشته ایم .

پس می شود لمپن لمپنی است اینشب لمپن لمپنه لمپن .

یکی برای به دست آوردن قدرت ودیگری برای از دست ندا د ن قدرت .

یکی میگه عجب بازی قشنگیه یکی میگه اینکه نشد بازی !

یادر خدمت قدرت بودند یا آدم فروش ،یاآدم (برده وغلام قدرت )

حضرت آدم چی ؟

حالاشما در عرض وطول تاریخ ایران چند نفر اشخاص شریف (آنست) می شناسید؟

شما از بین با سوادان باید یار گیری کنی .که بیشتر آنها محتاط وترسو هستند زیرا تنها ثروتشان همان سوادشان است (که با زحمت بسیار به دست آمده !)وجرأت ریسک ندارد .ومی شود علم فروش وهر کس که پول دارد می تواند آنها را بخرد (الاّبعض )آنها هم البته فروشنده اند وخریدار برایشان یکی است .کسبه ی محترم هم به دست افراد نگاه می کنند نه به صورت وسیرت خریدار!

فقط یک فرق دارند .لمپن مادرزادی ولمپن دارای (چیز)

پس فروشنده فروشنده است ،چه هنرفروش چه علم فروش وکسی که هیچی ندارد می شود آدم فروش وتن فروش. که در 28 مرداد32خودم به عینه دیده ام.

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:51  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

پیشرفت وپسرفت

   پدرم می گفت که روسها حسودند .

   به زبان امروز این که منقبض هستند .برعکس آمریکائیها منبسطند واروپائیها .(اولین هنرستان صنعتی را در تهران آلمانها ساختند ـ هنرستان تهران در خیا بان 30تیر –

   روسها دوست ندارند که به دیگران کار یاد بدهند .

   هروقت می خواست کارهای دقیق بکند مرا می فرستاد دنبال نخود سیاه .که من یاد نگیرم .

   بابام اوّل قزّا ق بود بعد با رضاخان دعوایش شده بود ورفته بود شاگرد روسها شده بود .

(درجنگ جهانی اوّل) 

   من می گویم .پیروز نهائی منبسط ها هستند نه منقبض ها .

   خداهم می گوید :(انّا نحن لموسعون ) یعنی من هم از انبساط گرایان هستم .

   گرایش منبسط گرا ،دگر پذیر ودگر آموز ودگر آموزنده هستند .امر به معروف هم همین است .

به فرهنگ ما هم سرایت کرده .

   می گوئیم  :پهلوان یک فن برای خودش نگه می دارد که اگر پرروئی کرد با آن فن مغلوبش کند .

به کلمه ی پهلوان هم خیانت شده !

   فرض باطل است و حکمش نیز .زیرا وقتی شاگرد قهرمان می شود استاد از گود خارج شده است .

امّا چینی ها به کسی می گویند (استاد!) که شاگردش یک فن ازاو بیشتر بلد باشد .

   حالابگوئید دنبال فرهنگ چینی برویم یا فرهنگ روسی!؟

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 20:35  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

حرکت خوب

 

 

(مسجدمهد )حرکت خوبی است !

..............................................................................................

    بهترین نمودار بررسی موفقیّت یک حکومت میزان پرونده های موجود در قوّه قضائیه ی آن کشور است .

....................................................................................................

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:6  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

بازنشسته ی حوزه وزارتی

  

   حقوق ومزایای بازنشسته های حوزه ی وزارتی با ما معلمان فرق می کند

یعنی هر کس به وزیر نزدیک تر، عزیزتر و حقوق او بیشتر

به عبارت دیگر هر که چاپلوس تر از مزایای بیشتری بهره مند تر

   می تر سم این تفاضل تا پس از مرگ،در دفن و کفن وشب اوّل قبرو و عاقبت وآخرت و محشرهم ادامه پیدا کند قدیم هم همینطور بود هر کس خوش هیکل تر زیبا تر خوش سرو زبان تروخوش بروروتروبالاخره رقاص تر بود و پارتی هم داشت مقام می گرفت ودر غیر اینصورت ولا 0

   اینجا(دراین مملکت ) اصالت با فرد است نه هنر، (به مزاجش می سازد) چه می شود کرد؟! همینه که هست !به قول آذری ها بودور که واردور

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:26  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

مدیریت افقی

  دوست وبرادر ارجمند و همکار گرامی جناب آقای  مهدی بهلولی از بنده

خواسته انددرپیرامون مدیریت افقی بیشتر توضیح دهم و دراجرای اوامر ایشان

عرض می کنم که:دراواخر دهه70 واوائل دهه 80 بنده این پیشنهاد را کردم ودر

قلم معلم آن زمان هم نگاشته شد و بیش از20 فائده مترتب برآن را بر شمرد م وعرض کردم که کم هزینه

ترین روش برای دگرگونی مدیریت ورفتن به سوی عدالت آموزشی  (با توجه به شرائط

جامعه ما) اعمال مدیریت افقی است و در ضمن آموزش رفتاری وعینی آن به نونهالان وجوانان کشور می

باشد و کودکان ما در همان اوائل تحصیل دردبستانها و مدارس بالاتر به عینه خواهند دید وحس خواهند

کرد که ملاک پیشرفت وترقی این است که خلاقیت خود را به کار اندازند و از استعداد خود بهره گیرند و

لاغیر0

   قد ما  فرموده اند که« لا موثر فی وجودی الا الله0»واز این حکمت استفاده کنم که هرکس به این باور

برسد که هیچ چیزی در پیشرفت اوبه جز خود او موثر نیست !

 نسل پارتی بازی  برکنده خواهد شد و ارتباطات واتصالات نادرست از بین خواهد رفت!

   از طرفی این توهین به شعور معّلمان یک مدرسه است که نمی توانند از بین خود یک نفر که از همه

شایسته تر است برای مدیریت مدرسه انتخاب کنند!

   معلم هم وقتی یقین کند که پیشرفت او فقط وفقط بهره گرفتن از هوش وذکاوت خودش است و لا

غیر.سعی می کند در کشف وپرورش استعدادهای خود بکوشد .وتشبّب به این وآن نه این که گره گشای

کار او نیست بلکه موجب تحقیر او در بین همکاران می شود. مجبوراست راه درست را انتخاب کند .

   درزمان وزارت آقای مرتضا حاجی این طرح را به ایشان دادم .بعد از مدّت کوتاهی ایشان این طرح را ا

علام نمودند (که البته مهمّ نیست .) کاردرست انجام شود مهمّ این است .منتها جاعلان ساخته اند که

«کلام الملوک ملوک الکلام »که با گفته ی علی (ع)در تناقض است که فرمود «انظرالی ماقال ولاتنظر الی

من قال .»

   به هر حال پس از مدت کمی این حقّ به حقدارداده شده را دریغ کردند وپشیمان شدند. ودربر گشت به

همان پاشنه ی اوّل .

   ایشان استدلال کردند که که یعنی چه ؟وقتی معلّم هامدیرشان را انتخاب کردند هر وقت که به رنگشان

نرقصید عوضش می کنند .

     گفتم :آقا این طور نیست .شخص منتخب هم تابع قانون است !ودر غیر این صورت برکنار ومحاکمه

ومجازات خواهد شد .

   قبول نکردند .

   گفتم .مگردر کشورهای پیشرفته که مناصب عمد تاْ انتخابی است پس از انتخاب مقامی آن مقام می

تواند خود سرانه کار کند ؟ومگر قوّه ی قضائیه وسایر مرجع نظاره گر بر قدرتخوابند؟بالاخرهفرمودند :«بودور

که واردور » وچون حکم وزارت داشتند در خواستهای ما مسموع نیفتاد وهنوز هر معلّمی که که متملّق تر

است پیشرفت می کند نه معلّم شایسته وبا استعدادولایق !

   هنوزهم همان سیاست مدیریّت عمودی وپادگانی ومتملق پرور در اجراست واین روش موجب دلسردی

وافسردگی معلّمان دلیر وشجاع وبا عرضه وشایسته  می شود .

   باز هم عرض می کنم که کم هزینه ترین وسریع ترین راه برای رسیدن به یک نظام «شایسته سالار »

انتخاب مدیران به وسیله ی معلّمان است !

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 1:39  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

گفت :عزرائیل بچه تقسیم می کنه .

گفت :عزرائیل بچه تقسیم می کنه .

گفت : بچّه ی مارو نبره !

گفت :نفتو میارم سر سفره ی ایرانیها .

گفتم .بقیه چیزا رو نبره !.

تازه .نفت ،بوهم میده .نمیخایم !

دیشب یه کیلو سیب یه کیلو کیوی خریدم 9 تومن .

حقوقا م قرار بود 25٪ اضافه بشه که نشد .

بیمه طلائی هم ......تو هواست .ولی حقّ بیمشو کم کرده اند  .

اصلا میش نیست ؛نره !

 این زنام حق مارو خورده اند.هر چی زاینده و مفیده مادْه س .یا بقول عربا مونثْه.

خداروشکر در فارسی نروماده نداریم.

اینم یه مزیْت بر عربا .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم اردیبهشت 1391ساعت 19:20  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

کپک زدن

   انباشت بی رویه ی هر چیز موجب کپک زدن وفاسد شدن می گرد وقدرت هم ازاین قاعده مستثنی نیست .

   وبه همین علت است که من همیشه طرفدارمدیریت افقی بوده ام ومعتقدم مدیریت عمودی از شکوفائی استعدادها جلو گیری می کند ومدیریت افقی برعکس موجب شکوفائی استعدادها می شود . ودر نتیجه شادی را گسترش داده وبسیاری از ناهنجاری های روانی رابه خصوص از بین می برد .

   در سیستم عمودی هر چه مطیع ترومتملّق تر عزیز تر ودر سیستم افقی هر چه شایسته تر وخلّاق تر عزیزتر می شود ودرنتیجه می شود حکومت شایستگان .ودرسیستم عمودی می شود حکومت مدّاحان وچاپلوسان وروز به روز ضعیف تر وبرعکس در نظام افقی می شود روز به روز قوی تر ودرخشان تر وبه روز تر وحاصل سیستم عمودی عقب ماندگی است .بالاخره دولت عمودی ها سر در نشیب دارد وشکست افقی ها روی  در فراز !

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 0:35  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

بازاری وسیاست

یک روز در سالهای گذشته گذارم به بازار افتاد و دوستی قدیمی را دیدم.

پهلویش نشسته بودم وچای می نوشید یم .

کسی سر رسید و قالیچه ای به قیمت x تومان به او فروخت.

پس از چند دقیقه ای کسی آمد و خواستار همان قالیچه شد0

مغازه دار به او گفت y ریال خریدش است وn تومان می فروشم و قسم هم خورد.

وقتی معامله تمام شد و رفت (به نظر شما عقد ازدواج هم یک نوع معامله است؟!)

گفتم چرا قسم خوردی؟

گفت: ما صبح که میایم بازار اخلاقیات را سبزه میدان می گذاریم.

عصر بر میداریم میریم خونه!(نمیدونم این جمله آخر را راست می گفت یا دروغ!)

حالا اگر این اخلاق به سیاستمداران سرایت کند ، چه شود!!

  تا حالا معلومم نشد خدا اول سیاستمدار آفرید بعد بازاری را یا عکس آن0

یا اول سیاستمدار می شوند بعد بازاری یا اول بازاری بعد سیاستمدار! شما چطور؟!

   

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1391ساعت 20:18  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

یادی از میرزاده ی عشقی

 

اودر تابلوئی گفت :اگر چوپان .....را لباس فراک به تنش کنی وکلاه سیلندری بر سرش ،آیا او سناتور .....خواهد شد ؟

حالادر جامعه اشکال متجدّد وسوپر متجددوپسا مدرن !می بینی که محتوائی دارند متعلق به زمان ناصرالدّین شاه وشاه عباس .

تحوّلات فرهنگی نیاز به قرون دارد ،نه یک سال ودوسال و10سال و20سال .

شکل ظاهر بیانگر ماهیّت نیست .همچنانکه بعضی از کلاهبرداران بزرگ خودرابه شکل شاهزادگان وورجال وسناتور وتحصیلکرده ها در می آوردند .

   این رجال ورجّاله هم با لاخره نسبتی با هم دارند !

معلومم نشد اوّل رجال بودند که رجّاله شدند یا عکس آن ؟

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 17:35  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

آموزش پرتکی

    زکجا آمده ام آمدنم بهر چه بود             به کجا می روم آخر ، ننما ئی وطنم

آخه این حرفها به چه درد بچّه ی 15-16 ساله می خورد؟

   تمام دیکتاتورها همین طوری اند.بچه هارو می فرستند  به کوچه ی علی چپ تا خودشان تو اتو بان به راحت حکمرانی کنند .

   اصلا آموزش نباید حکومتی باشه .

   حالامجبورم مهارت های زندگی واجتماعی و سیاسی وغیره را یاد بگیرم !به چه دردی می خوره ؟ لباس بعد از عید به درد گل منار (چنار )می خوره

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم اردیبهشت 1391ساعت 2:34  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

خبرمهمّ

در تماس با یکی از مقامات سازمان بازنشستگی ،فرمودند :

حقوق فروردین گر چه با تأخیر واریز شده .

گفتم آن 25٪که قرار بود اضافه شود  .؟

گفت :انشاءالله ،از خرداد.

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 21:36  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

این چه ادبیاتی است ؟

لینکم کن لینکت کنم .

کاسب پیشگی –خرده بورژوائی –جوجه بازاری –بچه ی کف بازار –خاک بازار وخوردی ؟میگن دیگه !

از آمریکا برگشته بود ومی گفت :چه قذر پول می سازی ؟گفتم والاّه ما چاپخونه نداریم .گفت :پس از کجا می خوری گفتم :از حقوق دولت .گفت :اه ........

گفتم تو تو امریکا چه می کنی ؟گفت : بیزینس دارم .گفت یعنی چه؟گفت :پمپ بنزین دارم .بعدا فهمیدم شاگرد پمپ بنزینه .

قدیمی ها گفته اند :«لاف در غربت و گ.......در بازار مسگرا !

آقا !قرآن هم میگه :اجتنبواالزّور .می پرسیدم این زور یعنی چه؟ می گفت اینجا زور یعنی موسیقی .بعدها یه بابائی در مراکش گفت :مشکل ایرانیها اینه که عربی بلد نیستند !

بعدها فهمیدم درست گفته .اگر زبان بلد نباشی طبیعی است که باید به گفته های «مترجم » (دیلماج )اطمینان کنی .

پس برو زبان یاد بگیر !

ترکهای قدیمی گفته اند :«باکیدان گلن قیرخ گون آنقیرار »

از همشهری ما پرسیدند،تو تهران چه کاره شده ای ؟گفت :شهرداری .

پرسید .رونامه چه بنویسیم که به دستت برسه .

گفت :«تهران –اروجعلی .

فهمیدم .که فرقی نمیکنه .ترک وفارس و عرب نداره .همه سروته یه کرباسیم .

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت 2:1  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

به کارهای گران مرد «انسان» کاردیده فرست !

   ارسطو به شاگردش «اسکندر»گفت : اگر می خواهی ایرانی ها سر بلند نکنند واز دست آنها راحت شوی !نابکاران را به کارهای مهمّ بگمار !

   نصب ناشایستگان به کارهای گران انجام سفارش ارسطو به اسکندر است .وناصب به خرابی ایران می کوشد ،چه دانسته چه نادانسته !

   ولی دوستان وعقلای ما فرموده اند :به کارهای گران مرد «انسان» کاردیده فرست !

   نگرش من در این وبلاگ بازگوئی مسلّمات است نه بحث درشبهات !

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 22:33  توسط عباس معـارفی زنجـانی  | 

مناظره های پروین اعتصامی

    خدا لعنت کند مهاجمین به ایران را !!

   این کلمه ی «من » در مکالمات و محاورات ما گم شده است زیرا دستور داده بودند !وبخشنامه کرده بودند! وقانون گذاشته بودند! که ایرانی حق گفتن من ندارد و بعد به مرور وتکرار تبدیل شد به «فرهنگ»

   مردم، از گفتن(من) ابا دارند! و می ترسند! و خجالت می کشند! وشد آنچه که دشمنان می خواستند0

   اگر کسی بگوید (من) می گویند خیره سر هی من من می کنه!!

و به جای آن می گویند بنده- فدوی وکمترین وامثالهم0

آقا بگو«من» تو من هستی! از من هم من تر هستی! ودشمنان تو انترند0

لا حول ولا قوه الا باالله0بی........ با ما چی کرده اند!

   می خواستند اتکاء واعتماد به نفس را در ایرانی ها یا عجم ها بکشند0

و متاسفانه موفق شدند0

   یک راه مبارزه با دشمنان و مهاجمان به ایران این است که تو بگویی «من»

و از به کار بردن کلماتی مانند بنده ،فدوی! کمترین و کمینه خودداری کنی!

این پشت اشخاص ،اجسام وحیوانات قایم شدن هم سپر دفاعی ای بوده که نیاکان

ما ساخته اند0 می گوید من نمی گویم از قول فلانی می گویم یا فلان حیوان یا فلان

ساختمان وگیاه می گوید0مناظره های پروین اعتصامی هم نیز در همین را ستا قابل بررسی است0

 

 

+ نوشته شده در  جمعه یکم اردیبهشت 1391ساعت 15:7  توسط عباس معـارفی زنجـانی  |