تبليغاتX
بازنشستگان
سلام عزیزان*به وبلاگ "بازنشستگان" خوش آمدید***دنیانیارزد آنکه پریشان کنی دلی ...هان بد مکن که نکرده است عاقلی ***توگر لذّت ترک لذّت بدانی ...دگر لذّت نفس لذّت ندانی ***صبروظفرهردو دوستان قدیمند ...براثرصبر نوبت طفرآید*** بزرگترین نعمت خدا به بنده اش حقّ انتخاب است وفقر موجب واگذاری آن به دیگری می گردد***اگر شیاطین قدرت بگیرند ،خدایان یا لال می شوند یا به شیطان می پیوندند*** هر که فضا را تاریک سازد خیال بدی درسردارد ***بی هنران هنرمندان رانتواننددید،همچنانکه سگان بازاری سگ صیدرا***هنرمندهرجارودقدربیندودرصدرنشیند***غلام همّت آنم که زیر چرخ کبود ...زهرچه رنگ تعلّق پذیرد آزاد است ***کسی که درتاریکی قدم برمی داردمانند غریقی است که خودودیگران راهلاک می کند *** هر که بادوستان ستیزد ،لاجرم بادشمنان در هم آمیزد .
 

اين اصل عدم دخالت در امور داخلي كشورها به قصد دخالت ( به دلخواه ابرقدرتها ) در امور داخلي كشور هاي ضعيف وضع شده است .
يعني كشورها را به حال خود مي گذاريم و اينها هم كه بينش استقرار و استمرار حكومت هاي دمكراسي را ندارند طبيعتا گرايش به ديكتاتوري پيدا مي كنند . حالا آمريكا وارد صحنه مي شود كه آقا حق السكوت ما را بده . اگر داد كه مي شود ماماني . اگر گردن به خواسته هاي آمريكايي ها ننهاد آنگاه شروع به افشاگري مي كنند و مردم را عليه حكومتشان مي شورانند اسمش را هم مي گذارد انقلاب ( كلمه ي زيبا و ايده آل براي جوانان ) و معمولا داراييهاي ديكتاتور بيچاره را مصادره مي كند – همين كاري كه با قذافي كردند .
معمولا دزد و محتسب مكمل يكديگرند . سال 1345 تفرش شهرباني نداشت . چند نفر نديد بديد تقاضا پشت تقاضا كه ما شهر شده ايم و شهر باني مي خواهيم كه همه شان شهرت را مي خواستند نه شهرباني . بالاخره شهرباني آمد ( يك افسر و چند درجه دار) در مدت كوتاهي چند تا دزد پيدا شد و يك فاحشه ! بالاخره براي خودشان كار پيدا كردند و قاليچه امامزاده مشهد هم دزديده شد .
قبل ازآن سالهاي سال همه چيز سر جايش بود و در خانه ها بازو در امامزاده هم باز بود و هيچ اتفاق بدي هم نيفتاده بود ( ولي بالاخره مغازه اي اگر تاسيس شد مشتري هم مي خواهد ) . مشتري شهر باني هم پيدا شد . به شرح بالا و تفرش هم از روستا تبديل به شهر شد .
حالا نمي دانم براي تركيه چه نقشه اي كشيده اند و از دروازه ي ارمنستان شروع كرده اند . ممكن است فرانسه هم از قربانيان باشد . چون آمريكا و انگليس و فرانسه يك سوء سابقه هاي تاريخي با يكديگر دارند .
چون از نظر آنها ديكتاتور بد داريم و ديكتاتور خوب . يعني فرقي نمي كند جمهوري يا پادشاهي هر كس با هر عنواني ( هر حاكمي ) كه منافع آنها را تامين كند ماماني است و در غير اين صورت اخيه و تلخ . بقيه ي حرفها هم حرفه . و ما هم نبايد بگوييم مرگ بر آمريكا بايد بگوييم مرگ بر نفت .
+ نوشته شده در  جمعه هفتم بهمن 1390ساعت 11:28  توسط عباس معارفی زنجانی  | 

 به ما گفته بودندکه نظم موجب شادی وپیشرفت و.......... می شود وارزش مثبتی است .

وفرموده اند که «الّنعمتان مجهولتان الصّحََة والامان »

اگر این امید از بین برود ونظمی شکل بگیرد که مردم آن را وحشتناک بنامند .واگر این صفت وموصوف شکل بگیرد خیلی بده !

که متناقض ومغالطه است .واگر واژه ها معنای خود را از دست بدهند .که فاجعه است !

وتکلیف این فرمان الهی « اوصیکم یا عباد الله بتقوی الله ونظم امرکم » چه می شود ؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم بهمن 1390ساعت 13:55  توسط عباس معارفی زنجانی  | 

 

مردم و........همسو نمی شوند مگر که همسود شوند !

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم بهمن 1390ساعت 21:20  توسط عباس معارفی زنجانی  | 

                                                                                                          8/9/1390

به نام خدا

                            دفتر برنامه ریزی وتالیف کتب درسی

   هیچ عدالتی بهتر از باز گرداندن حقوق پایمال شده ی مردم نیست . علی (ع)

باسلام

   این جانب عباس معارفی زنجانی در سال 1360شروع به تدریس خط ّنستعلیق تحریری در مدرسه ی شهید مفتح شهریارکردم.چون من به خدا توکّل کردم واز خدا خواستم مرا کمک کند که به شاگردان فقیرم خدمت کنم.خدا خطّ نستعلیق تحریری را به من الهام کرد (البته بنده درسال39و40شاگردمرحوم آقا سیّد حسین میرخانی بودم ).پس از 2سال آقای بیگلری رئیس منطقه ی شهریار از بنده خواست که این روش نوشتن را به صورت کتاب در بیاورم ومن هم آن را نوشتم واسم آن راقواعد رسم ا لخطّ وقواعد املاءگذاشتم و500نسخه آن به صورت فتو استنسیل چاپ شد وبرای کلّیه ی مراجع مربوط از جمله وزیروقت واداره ی کلّ آموزش وپرورش تهران وکلّیه ی استان ها فرستاده شد (ومورد تقدیر مقامات هم قرار گرفتم )ودودوره هم آن را درضمن خدمت شهریار تدریس کردم که گواهی آن موجود است (ودر آن ذکر شده است که در آن زمان هیچ کتابی در این زمینه وجود نداشته است.) ویک نسخه از آن به دفترتحقیقات فرستاده شد .واز سال تحصیلی 63-64در کتاب های ابتدائی به طورغلط تعلیم داده شده است . ولذا من اعتراض کردم . حتّی شکایت قضائی کردم ولی بااعمال نفوذ آن را مسکوت گذاردند (مجتمع قضائی شهید بهشتی )

   درسال72یک نسخه از کتاب خودم را به آقای برادری (انتشارات مدرسه )دادم که به شماره 1856-9/5/72 ثبت شده است.

   جالب است پس از آن دو بار نظرات بنده در نشریات آن سازمان به چاپ رسید که اسناد همه ی آن هاموجوداست.

ودر آن ذکر شده است که در آن زمان هیچ کتابی در این زمینه وجود نداشته است .ویک نسخه از آن به دفتر تحقیقات فرستاده شد .واز سال تحصیلی 63-64در کتاب های ابتدائی به طور غلط تعلیم داده شده است .

.   اخیراٌ دیدم نام دیگری در کتاب های دبیرستان درج گردیده،باز هم مراجعه کردم وعیوب آن رامتذ کّر شدم که آقای دکتر اکبری مبلغ 675000ریال بابت حقّ الزّحمه به این جانب پرداخت فرمودند.

     ولی خواسته ی من وحقّ این است که نام بنده به عنوان مبدع ومبتکر این خط ثبت ودرج گردد.

                                                        والسّلام علی من اتّبع الهدی

                                                 بااحترام –عباس معارفی زنجانی

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم بهمن 1390ساعت 21:7  توسط عباس معارفی زنجانی  | 

دریافت جایزه ارزشمند گلدن گلوب،توسط فیلم "جدایی نادر از سیمین" ساخته اصغر فرهادی را به همه فرهنگ دوستان،تبریک می گوییم.

                                                        کانون صنفی معلمان ایران

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم دی 1390ساعت 2:26  توسط عباس معارفی زنجانی  | 

 

ا ززبان مرادی گفته شده است :

یک مرید خر از یک ده ششدانگ بهتر است !

من نمیدانم.

تو هندونه چیه.آنوقت تو میگی بگو تو سر من چیه؟

بزرگی گفته است :دین هر کس به رفتار اوست نه به گفتار او !

که ضریب ادعا وکارآئی همیشه عدد ثابتی است.!یعنی که هر چه ادعا بیشتر کارآئی کمتر وعکس آن نیز صادق است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1390ساعت 3:32  توسط عباس معارفی زنجانی  |