
2- یکی آنها که دارند .
برای از دست ندادن آن هر کاری می کنند وبه اصطلاح به آنها می گویند (محافظه کار یا کنسرواتیو ) وبا هر تغییری مخا لفند .
فرقی نمی کند چه باشد ، پول باشد زیبائی باشد یا هنر باشد .
در حمله ی اعراب ثروتمندان به پیشواز آنها رفتند وبا آنها ساختند وبه ملت می کردند. به قیمت این که باه آنها کاری نداشته باشند . شاه سلطان حسین به محمود افغان گفت :«بیا کشور را بگیر ولی به من وزنانم (400نفر )کاری نداشته باش .
این زیبائی اندامها بدن سازی می کردند ومی شدند زیبائی اندام یا سینه کفتری .بچه ها سر به سرشان می گذاشتند که دعوا کنند ،آنها هم از ترس این که مبادا اندامشان آسیب ببیند از این کار ابا داشتند .
هنرمندان وشعرا که جذب دربار شاهان می شدند ومدّاح قدرت می شدند وبه آنها می گفتند آخوند درباری .
خانمهائی که موهایشان را درست کرده بودند از باد! می ترسیدندواز رانندگان تاکسی می خواستند که شیشه هارا بالابکشند (در حا لی که درجه ی هوا 40درجه بود ).
2-آنها که هیچی ندارند .(لمپن ها ) اینها هم به سرعت خریداری می شوند .به ویزه درجنبشهای سیاهی وار نقش اساسی داشته اند .
حکایت می کنند آغامحمد خان قاجار برکسی غضب کرد ودستور داد گوشهایش را ببند .بیچاره به جلّاد می گفت 5تومن میدم یک گوشم را ببر .آغا محمد خان شنید وگفت 10تومن به خودم بده هیچ کدامش را نبرّم .
پس ما شاه لمپن هم داریم یعنی داشته ایم .
پس می شود لمپن لمپنی است اینشب لمپن لمپنه لمپن .
یکی برای به دست آوردن قدرت ودیگری برای از دست ندا د ن قدرت .
یکی میگه عجب بازی قشنگیه یکی میگه اینکه نشد بازی !
یادر خدمت قدرت بودند یا آدم فروش ،یاآدم (برده وغلام قدرت )
حضرت آدم چی ؟
حالاشما در عرض وطول تاریخ ایران چند نفر اشخاص شریف (آنست) می شناسید؟
شما از بین با سوادان باید یار گیری کنی .که بیشتر آنها محتاط وترسو هستند زیرا تنها ثروتشان همان سوادشان است (که با زحمت بسیار به دست آمده !)وجرأت ریسک ندارد .ومی شود علم فروش وهر کس که پول دارد می تواند آنها را بخرد (الاّبعض )آنها هم البته فروشنده اند وخریدار برایشان یکی است .کسبه ی محترم هم به دست افراد نگاه می کنند نه به صورت وسیرت خریدار!
فقط یک فرق دارند .لمپن مادرزادی ولمپن دارای (چیز)
پس فروشنده فروشنده است ،چه هنرفروش چه علم فروش وکسی که هیچی ندارد می شود آدم فروش وتن فروش. که در 28 مرداد32خودم به عینه دیده ام.